یکشنبه 20 مهر 1399 آسیب گرمایش جهانی و تخریب اوزن بر ایران اکنون حدود پنج سال است که استفاده از گازهای CFC به عنوان مخرب‌ترین گازهای لایه‌ اوزن در کشور ما تقریبا به صفر رسیده‌است؛ اما حتی در گذشته نیز که مصرف این گازها در صنایع تولید لوازم سرمایشی کشورمان رواج داشت، بازهم میزان استفاده از گازهایCFC در ایران کمتر از سرانه جهانی بود.
اکنون حدود پنج سال است که استفاده از گازهای CFC به عنوان مخرب‌ترین گازهای لایه‌ اوزن در کشور ما تقریبا به صفر رسیده‌است؛ اما حتی در گذشته نیز که مصرف این گازها در صنایع تولید لوازم سرمایشی کشورمان رواج داشت، بازهم میزان استفاده از گازهایCFC  در ایران کمتر از سرانه جهانی بود؛ زیرا در کشور ما در بیشتر مناطق از کولرهای آبی استفاده می‌شود، حال آن که در بیشتر کشورهای جهان استفاده از کولرهای گازی که در گذشته با گازهای CFC  کار می‌کردند، مرسوم‌تر است. بنابراین ایران همواره جزو کشورهایی بوده که هیچ‌گاه نقش برجسته‌ای در تولید گازهای مخرب لایه‌ اوزن نداشته‌است.
همچنین باید توجه داشت با این که اکنون از ایران به عنوان یکی از کشورهای مهم تولیدکننده گازهای گلخانه‌ای یاد می‌شود، اما اگر آمار انتشار این گازها به صورت تجمعی محاسبه شود، قطعا ایران جزو کشورهایی است که کمترین نقش در این زمینه را داشته‌است. زیرا هنوز 140 سال از حرکت اولین خودرو یا قطار یا ساخت اولین کارخانه‌هایی که با استفاده از سوخت‌های فسیلی فعالیت می‌کردند، در کشورمان نمی‌گذرد و در این میان به گفته کارشناس دفتر حفاظت از لایه اوزن سازمان حفاظت محیط زیست، اساسا جهش فعالیت‌های صنعتی ایران در چند سال پس از پایان دفاع مقدس رخ داده‌است. این در حالی است که اکنون نزدیک به سه قرن از گسترش فعالیت‌های صنعتی در اروپا و آمریکای شمالی می‌گذرد و در تمام این سده‌ها نیز کشورهای پیشرفته به میزان بسیار بیشتر از ایران در انتشار گازهای‌گلخانه‌ای و ایجاد پدیده گرمایش جهانی نقش داشته‌اند.
اما در این شرایط، ایران نه فقط در سال‌های اخیر از تبعات ناشی از تغییرات اقلیمی شامل سیل‌ها و آتش‌سوزی‌های ناگهانی، نوسانات شدید الگوی بارش، گرم شدن تدریجی متوسط دمای هوا و پدیده ریزگردها رنج برده، بلکه از حفره‌های ایجادشده روی لایه ‌اوزن نیز کمابیش آسیب دیده‌است. به ویژه در سال‌های اخیر که میزان این حفره‌ها روی قطب‌شمال بیشتر شده، تخریب لایه ‌اوزن برای کشور ما نیز که بخش زیادی از مساحت آن در عرض معتدل نیمکره‌شمالی قرار گرفته، تبعات بیشتری را به همراه داشته‌است.
به‌خصوص آن که مناطق زیادی در کشورمان در ارتفاعات بالایی از سطح دریا قرار گرفته‌اند و به خودی خود بیشتر مستعد دریافت پرتوهای فرابنفش خورشید هستند. بنابراین حتی اگر خبری از حفره‌های اوزن بر فراز ایران نباشد نیز بازهم ما باید برای جلوگیری از اثرات ناشی از تابش‌های فرابنفش برنامه‌ریزی دقیق‌تری داشته باشیم. مثلا ما باید استفاده از چترهای مخصوص UV یا دیگر فیلترهای اشعه فرابنفش را در روزهایی که میزان این تابش‌ها در آسمان کشورمان سطح خطرناکی می‌رسد، ترویج کنیم. این در حالی است که اکنون هیچ‌کدام از دستگاه‌های سنجش کیفیت هوا در ایران قادر به اندازه‌گیری میزان تابش اشعه‌های فرابنفش نیستند و اصولا تعداد اندکی از ایستگاه‌های سازمان هواشناسی یا دیگر مراکز دولتی کشور می‌توانند میزان تابش فرابنفش در آسمان را اندازه‌گیری کنند.

منبع
:    http://jamejamdaily.ir/?nid=5756&pid=13&type=0
بيشتر